
به انگیزه ی فیلم "کتاب قانون" و خصوصا تعریف های این دوست گرامی راهمان را به سمت سینما کج کردیم ولی از "بی پولی" سردرآوردیم. نه اینکه ذره ای احساس پشیمانی بهمان دست بدهد کلی هم سرذوق آمدم. حیف بود بعد از "درباره ی الی..." این فیلم را از دست میدادم. یعنی بعد از اصغر فرهادی چشممان به جناب نعمت اله روشن! "بوتیک" اش را دیده بودم البته در سینمای خانگی و خیلی سرسری. که الان افتادم پی اش تا دوباره کشفش کنم. وقتی کم کاری بزرگان سینمایمان و بعضا نچسب بودن آثار جدیدشان دارد از سینمای ایران ناامیدتان میکند ظهور چنین کارگردانهایی و امتداد موفقیت شان احساس پیدا کردن گنج به آدم دست میدهد. که قطعا این احساس با ذوق زدگی بعد از فیلم دیدن من بی ارتباط نیست!
موضوع فیلم مشکل مبتلا به جامعه ی ماست. اینکه یکهو میبینی به جایی رسیدی که پول لازم شدی به شدت٬ و هرچی کفگیر میزنی تنها صدای برخورد با ته قابلمه را میشنوی و صد تومان ناقابل در مقایسه با هیچ تومان میشود خودش کلی! از معدود کسانی هم که میتوانی رو بیندازی چیز دندان گیری حاصل نمی شود. همینجاست که تراژدی شروع میشود.
از هنر کارگردان ضمیمه کردن موقعیت های کمیک کنار این تراژدی ملموس است. خیلی جاها اصلا خنده ی تماشاچی به هوا میرود. رادان هم خوب این نقش را درآورده. البته تاحدی نقشش در راستای "سنتوری" مهرجویی به نظر می آید ولی مختصاتی دارد که در طول دیدن فیلم٬ کمتر ذهن را به سنتوری میل دهد.
به نظر من فیلمنامه بدون ورود به جمع دوستانه و مفلسانه ی امیرجعفری و سیامک رحمانی لطفی نداشت. با اینکه ناگهان پنج شش شخصیت به داستان اضافه میشود ولی شخصیت پردازی هوشمندانه فیلم٬ فاصله ی غربیگی تا آشنایی و احساس نزدیکی به این جمع را کم میکند. از جذابیت این شاخه از داستان٬ معرفی نوعی دوستی ته خطی است. با این پیش زمینه که همه شان کلا در این شرکت سرکاری٬ بیکار و سرکار هستند ولی برای بالا آمدن پول برای دوستشان کم نمیگذارند٬ تا بدون پوشک و شیرخشک شب خانه نرود.
نکته ی اخلاقی فیلم قربانی کردن صداقت و روراستی از سوی کارکتر بی پول است برای حفظ کلاس اجتماعی. حتی در برابر شریک زندگی. یک جوری با سیلی سرخ نگه داشتن صورت غیرمعقول که بیشتر به جای حل مسئله، اصرار به نمایان نشدن صورت مسئله است. وگرنه مشکلات کمرشکن و غیرقابل پیش بینی از بدیهیات ظاهرا لاینحل جامعه ی ماست. که همه تا مغز استخوان یک مقدار کمتر یک مقدار بیشتر به آن واقفیم.
پ.ن1: ان شاالله "کتاب قانون" می ماند برای فرصت بعدی. به این زودی که برش نمی دارند.
پ.ن2: اگر بی پولی را ندیده اید دیدن فیلم را در سانس 16:30 و 22 پردیس سینمایی پارک ملت پیشنهاد میکنم. ترجیحا روزهای سه شنبه که بلیط نیم بهاست بروید برای رویرو نشدن با بی پولی احتمالی.
پ.ن3: بی پولی از آن فیلم هاست که بایستی زیرش جمله ی "دیدن این فیلم به افراد در شُرف ازدواج توصیه نمیشود!" درج شود. و الا برای بقیه خطری ندارد. مجردها که چندوقت بعد فراموش میکنند و برای متاهل ها هم بیشتر به جای هشدار، حالت بیان خاطره را دارد.
حول حالنا الی احسن الحال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سال نو مبارک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قصه ی آدم
قصه ی یک دل است و یک نردبان
قصه ی بالا رفتن
قصه ی پله پله تا خدا ...
پ.ن۱: این مهرماه اولین مهریه که در قید و بند درس و مشق و تحصیل نیستم. اون وقت این نسیم پاییزی که میوزه و بچه مدرسه ای ها رو با کیف و روپوش نو میبینم این حس نوستالژی جزجزی میکنه که نگو!
پ.ن۲: یک ماهی میشه به حول و قوه ی الهی زدیم توی کار بیزینس! شاید این هم یکی از دلایل دیربه دیر آپ کردن هام باشه. این شروعش انرژی زیادی میگیره. دیگه تو خواب هم دارم مغازه به مغازه بازاریابی میکنم.
پ.ن۳: صحبت های امشب کنفرانس خبری رئیس جمهور رو حوصله ام نگرفت تا ته ببینم. این حرفها و وعده ها بعد از سه سال و در حالیکه تنها ۹ ماه به پایان عمر دولت باقی مونده معنی نداره. تو صحبتها چیزی که جالب بود دورادور با مردم چه لاوی میترکونه آقای دکتر. یکسره تشکر. تشکر از حمایت های بی دریغ مردمی! نمی دونم یعنی تو کوچه و بازار قدم نمیذارن؟ جملات حکیمانه ی مردم به گوششون نمیرسه؟ فقط اداره و خونه و اون گوجه فروشی بغل خونشون؟!
برخورد با حضرت عشق هم در مراحلي ست. "برخورد نزديک از نوع اوّل" تنها دورادور ديدن است.پلک زدني نماياندن و غیب شدن و شايد عمري دويدن. نوع دوم٬ آن است که زمزمه اي نيز به گوش برسد."برخورد نزديک از نوع سوم" همنفس شدن است چنان که گرمی نفس ها در هم آمیزد.
و اما مرحله ی چهارمي هم دارد و آن یکی شدن است. محو شدن و فنا شدن.. "برخورد نزديک از نوع چهارم"
پ.ن۱: کاغذدیواری بالا مناسب برای رزولیشن هزارو بیست وچهار در هزارودویست وهشتاده.
پ.ن۲: تو فیلم "برخورد نزدیک از نوع سوم" اسپیلبرگ٬ یادم نیست آخرش نقش اول فیلم با فضایی ها رفت یا موند؟
در باب "بی پولی"«
نجات سرباز رایان 2«
کاغذ دیواری«
سلاخ خانه شماره 5«
خمار صدشبه«
تست گوساله طلایی«
ناطور ترافیک«
روانشناسی آنلاین 1«
گولوم را نکش«
روی خط جنت آباد«
روز تولد«
نقطه ی عطف«
برای طبقه وسطی ها«
وسواس«
هوای تو«
همین جوری های پنج شنبه«
درباره ی ما ...«
هفت تیر«
این بُهت مشترک«
بهت شب شنبه«




