به واسطه ی این حلقه ی خوشمزه یک رفاقتی هم با پیراشکی فروشی های بهارستان و میدون ولیعصر به هم زده ایم. دست آدم که نیست از کنارش که رد میشم دست و دلم میلرزه. معلوم نیست کی این وسوسه دست از سرم برمی داره. مثل وسوسه ی فلافل لبنانی که تا یک ماه پیش اوج گرفته بود ولی بعد از دیدن لگن نخودپخته اش
تا حد امیدواری کننده ای فروکش کرده.
پ.ن۱: سرفرصت یک یادداشتی در مورد سه گانه ی ارباب حلقه ها مینویسم. کتاب رو تازه تمومش کردم منتظرم خوب تحلیل بره بعد تحلیلش کنم.
[یومیه]
نوشته شده توسط علیرضا | هشتم بهمن 1387 |
آخرین نوشته ها



