
تازگي ها اگر وقتم يک ده دقيقه پا بدهد دستي به شطرنج مي برم. مقابل کامپيوتر٬ لِول يک يا نهايتا دو. مي گويند شطرنج باز خوب لااقل تا پنج حرکت بعدي اش را درنظر ميگيرد و براي پنج حرکت بعدي حريف هم نقشه دارد. دودست چنگ زده توي موها با چشماني زل زده به صفحه شطرنج و گوله گوله عرق اساتيد بزرگ شطرنج دنيا از همين حدس و پيش بيني و بررسي صدها حالت ممکن حرکت مهره ها آب مي خورد. بازي شطرنج براي من اينطوري نيست. موقع بازي تنها تلاشم حول اين محور است که با حرکت بعديم مهره هايم را به افتضاح نکشانم. مهره ام به باد نرود يا اگر ميرود يک مهره حريف را در کلاس خودش از ميدان به در کند.
از خيلي ها شنيده ام که زندگي را با شطرنج مقايسه کرده اند. طوري که بايد براي دفاع از منافع شخصي خودت در برابر دور و بري ها و اجتماع٬ پيش بيني و مهره چيني کني وگرنه شکست خورده اي. ولي حقيقتش من زندگي را اينقدر سخت نمي بينم. مقايسه ي بيجايي نيست بين زندگي و شطرنج ولي وقتي آدم دائم دارد هر حرکت ديگران را به حساب اينکه ممکن است چه برنامه اي براي پنج حرکت يا ده حرکت بعدش دارد نگاه مي کند و دائما به فکر دفاع يا پاتک زدن هست جايي براي آرامش نمي ماند. حاصلش چيزي نيست جز يک ذهن توهم توطئه اي با يک فشار مضاعف دروني که زندگي آدم را مختل ميکند.
من شطرنج باز خوبي نيستم. راستش اگر فازش نباشد روي لِول دوي کامپيوتر هم نميگذارم تا سريع کيش و مات نشوم. شايد توي زندگي هم گاهي وقت ها محکوم به بي سياستي بشوم. به ساده بودن. از طرف آدمهاي پيچيده اي که حریف قدری برایشان نبوده ام یا مهره خوبی برایشان از کار درنیامده ام. پیچیدگیشان را درک نميکنم و شايد درکم نکنند به طور متقابل.
آرامش اين سادگي را با هيچ چيز عوض نمي کنم.
خبرخوب۱: بالاخره جستجوي لپ تاپ نتيجه داد. از برند HP Pavilion ٬مدل dv 2000. مجموعا توي اين دو هفته اي که باهاش کار کردم راضيم ازش. صبر يک ماهه براي خريد بعد از شروع سال نوي ميلادي شايد صدهزار تومان توفير داشت. نکته اي که برام جالب بود داغ بودن بازار لپ تاپ تو ايرانه. لامصب ملت پول خرج ميکنن.
خبرخوب۲: دوربين عکاسيمون هم پيدا شد. توي جعبه ي اطو !


