تبليغاتX
فی الپرانتز (...) - هوای تو

هوای تو 

موسی به هوای نوری که لحظه ای چشمک زده بود اهل و عیال را میگذارد و به سمت کوه طور می رود. شاید آتشی برای ادامه ی مسیر بیابانی پیدا کند. چنان نوری میبیند که سرتاپا شعله ور میشود. میبیند که چیزی فراتر از مشعلی برای خانواده ای چندنفره به دستش داده اند. موسی مامور روشنایی زمین تاریک میشود. درخواست میکند به ملزوماتی مجهزش کنند تا بتواند از پس فانوس شکنان آن حوالی بربیاید. فی الفور درخواستش تایید میشود. همین جا فلاش بکی می خورد به گذشته. این اولین بار نیست هوایت را داریم. " ما پیش از این نیز برتو منت نهاده ایم!"(۱) نجات از نوزاد کشی فرعون٬ پرورش در دامان مادر٬ تبدیل شدن بزرگترین دشمن به بزرگترین حامی و رهایی از اتهام به قتل برای موسی شمرده میشود تا دلگرمی اش باشد. چه آن لطف هایی که می دانست و یادآوری بود و چه آن الطاف ریز و درشتی که موسی علیه السلام هم متوجه آن نشده بود.

حالا برای تک تک ما! کسی پیدا شود و دانه دانه بشمارد کجاها هوایمان را داشته اند. رویمان میشود ناامید بشیم؟!

(۱) «وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى» سوره طه-آیه ۳۷

[های لایت]
نوشته شده توسط علیرضا | چهارم مرداد 1388 |
آخرین نوشته ها

عشق است علیرضا خودمونی عکس عکس عکس دانلود رایگان رمز پسورد فایرفاکس جوک جدید جستجو دانشجو طنز عارفانه عاشقانه سیلورمن نزار فوتبال آخرین اخبار موسیقی تبلیغات نانسی عجرم میریام نوال بهترین